مهر برداشتن

متضادها

مهر سپردن

لغت نامه دهخدا

مهر برداشتن. [ م ِ ب َ ت َ] ( مص مرکب ) به ترک دوستی و علاقه گفتن:
ز شیرین مهر بردارم دگربار
شکرنامی به چنگ آرم شکربار.نظامی.
مهر برداشتن. [ م ُ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) مهربرگرفتن. مهر و نشان از نامه دور کردن و آن را گشودن. || دوشیزگی بردن. ازاله بکارت کردن.

فرهنگ فارسی

مهر برگرفتن. یا دوشیزگی بردن

جمله سازی با مهر برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مهر برداشتن ز کان نتوان کان به مهر است چون توان نتوان

💡 برای تأیید نهایی اسناد رسمی و اعتباربخشی به قراردادهای بین‌المللی، مسئول مربوطه موظف است پس از بررسی دقیق، اقدام به مهر برداشتن نماید.

💡 در فرآیند ثبت املاک، بازرسان باید اطمینان حاصل کنند که تمامی مدارک با مهر برداشتن صحیح از سوی مراجع ذی‌صلاح، تایید شده باشند.

💡 پس از پایان جلسات هیئت مدیره، دبیر جلسه باید تمامی صورت‌جلسات را جهت اعتبار قانونی، با مهر برداشتن از سوی رئیس جلسه آماده کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران