مصوره

لغت نامه دهخدا

( مصورة ) مصورة. [ م ُ ص َوْ وِ رَ ] ( ع ص، اِ ) ( اصطلاح پزشکی ) مصور. نام یکی از قوتهای تن است نزد طبیبان، مانند جاذبه و ماسکه و دافعه و مولده و نامیه. مصوره یکی از هشت خادم نفس نباتی است. قوه ای که غذا را همرنگ جسم می گرداند. ( یادداشت مؤلف ). یکی از چهار قوه طبیعیه مخدومه. و هی تعرف بالمغیرة الثانیة و فعل هذه تخطیط الماء و تشکیله بالقوة فی الذکور و الفعل فی الاناث. ( یادداشت مؤلف ). قوتی است که صادر می شود از وی خطوط اعضا و شکلهای آن یعنی این قوت به اذن خالق هر جزو منی را می پوشاند صورت عضوی بروجهی که مقتضای نوع صاحب منی مختلط باشد، پس اگر منی مختلط از دو نوع باشد حیوان متولد از آن با هر دو نوع من وجه مشابهت میکند چنانچه بغل یعنی استر که شکل فرس می نماید و هم هم شکل حمار. ( غیاث ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مصور جمع: مصورات

جمله سازی با مصوره

💡 اين فرشتگان نيز (در عرف حكما) ((قوا)) (نيروها) ناميده مى شوند.فاعل حركت را قوه ((محركه ))، انگيزنده بر منافع را ((شهويه ))، دافع ضرر را((غضبيه ))، مدركات ظاهرى را به ترتيب: ((لامسه ))، ((ذائقه ))، ((سامعه ))، ((باصره))، مدركات باطنى را به ترتيب: ((حس مشترك ))، ((مصوره ))، ((واهمه ))، ((حافظه )) و((متصرفه )) نامند. به قوه مصوره ((خيال )) هم گفته مى شود، و نيز قوه متصرفه را آنگاه كه نفس به واسطه قوه واهمه آن را به كار مى گيرد ((متخيله ))، و آن گاه كه بهواسطه قوه عقليه - كه بعدا خواهد آمد - آن را كار مى بندد ((مفكره )) گويند. و سه قوهاخير (واهمه، حافظه، متصرفه ) را ((مسترجعه ))، و اولى را ((ذاكره )) و ((متذكره )) نيزنامند كه گويا اين قوه دست روحانى نفس است چنانكه قوه واهمه چشم روحانى نفس مىباشد.