لغت نامه دهخدا
مسلات. [ م َ ] ( ع اِ ) مسلاة. سبب تسلی و خرسندی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به مسلاة شود.
مسلاة. [ م َ ] ( ع اِ ) مسلات. تسلی و دلنوازی. ( ناظم الاطباء ). سبب تسلی و خرسندی. و رجوع به مسلات شود.
مسلات. [ م َ ] ( ع اِ ) مسلاة. سبب تسلی و خرسندی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به مسلاة شود.
مسلاة. [ م َ ] ( ع اِ ) مسلات. تسلی و دلنوازی. ( ناظم الاطباء ). سبب تسلی و خرسندی. و رجوع به مسلات شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مورد ریشهٔ نام مسلاته دیدگاهها گوناگون است ولی بسیاری بر این باورند که این نام دیگرگونشدهٔ جمع واژهٔ عربی مسلة یعنی مسلات است. مسلة در عربی به معنای میلسنگ است.