مجهر
مترادفها
ذرهبینی، میکروسکوپی
لغت نامه دهخدا
مجهر. [ م ِ هََ ] ( ع ص ) رجوع به مِجهار شود.
مجهر. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) آشکارکننده کلام. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). کسی که کلام را آشکارا می گوید. ( ناظم الاطباء ).
مجهر. [ م ُ هََ ] ( ع ص ) کلام مجهر؛ سخن بلند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سخن بلند و آشکار. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مجهار شود.
جمله سازی با مجهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نامیده میشود. هستههای همریختیهای یک نوع بخصوص از ساختارهای جبری به صورت طبیعی مجهر به یک ساختار هستند. در حالت گروههای آبلی، فضاهای برداری و مدولها، این نوع ساختاری هستهها مشابه ساختار مدنظر است. اما در حالتهای دیگر، متفاوت اند و نام دیگری هم گرفتهاند، مثل زیرگروه نرمال برای هستههای همریختیهای گروهی و ایدهآلها برای هستههای همریختیهای حلقهای (در حالت حلقههای غیرجابجایی، کرنلها همان ایدهآلهای دوجهته هستند).