مبتهل

مترادف‌ها

دعا کننده، التماس کننده

لغت نامه دهخدا

مبتهل. [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص )تضرع کننده و زاری کننده و التماس کننده در دعا. || مباهله کننده و نفرین کننده. ( ناظم الاطباء ).
مبتهل. [ م ُ ت َ هََ ] ( ع ص ) ملعون. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ملعون

جمله سازی با مبتهل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طه موسی حسن مشهور به طه الفشنی از مبتهلان و قاریان مصری در سال ۱۹۰۰ میلادی در شهر «فشن» از توابع استان «بنی‌سویف» زاده شد. او دنباله رو شیخ علی محمود در فن ابتهالات بود همچنین علاقه فراوانی به شیوه تلاوت شیخ مصطفی اسماعیل داشت. ایشان در سال ۱۹۳۶ وارد رادیو گردید. از بهترین و مشهورترین آثار برجای مانده از او می‌توان «حب الحسین»، «یا ایهاالمختار» و «میلاد طه» را نام برد. طه الفشنی در سال ۱۹۷۱ درگذشت.

💡 آن مرد پیر در گوشه تاریک مسجد، با قلبی لرزان و روحی خسته، به عنوان یک مبتهل، در برابر پروردگار خود به درگاه او دعا می‌کرد.

💡 در آن لحظات سخت و دشوار، او مانند یک مبتهل واقعی، با تمام وجود به سوی آسمان دست‌ها را به نشانه نیاز و التماس بلند کرد.

💡 صدای آن مبتهل که با سوز و گداز در فضای خلوت عبادتگاه می‌پیچید، باعث می‌شد که تمام حاضران در سکوت و تأمل عمیق فرو بروند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران