لغت نامه دهخدا
مانده علی. [ دَ / دِ ع َ ] ( اِ مرکب ) پدر و مادری که هرچه بچه پیدا کنند زود بمیرد و بچه هاشان پانگیرند، اسم بچه آخری را اگر پسر باشد، «آقاماندی » یا «خدابگذار» یا «مانده علی » می نامند. و رجوع به نیرنگستان صادق هدایت ص 10 شود.
مانده علی. [ دَ / دِ ع َ ] ( اِ مرکب ) پدر و مادری که هرچه بچه پیدا کنند زود بمیرد و بچه هاشان پانگیرند، اسم بچه آخری را اگر پسر باشد، «آقاماندی » یا «خدابگذار» یا «مانده علی » می نامند. و رجوع به نیرنگستان صادق هدایت ص 10 شود.
(دِ عَ ) (اِمر. ) (عا. ) پدر و مادری که هر چه بچه پیدا کنند زود بمیرد، اسم بچة آخری را... اگر پسر باشد، «آقاماندی » یا «خدابگذار» یا «مانده علی » می نامند.
( اسم ) پدر و مادری که هرچه بچه پیدا کنند زود بمیرد و بچه هاشان پانگیرند اسم بچ. آخری را... اگر پسرباشد آقا ماندی یا خدابگذار یا مانده علی مینامند.
(عا.)
پدر و مادری که هر چه بچه پیدا کنند زود بمیرد، اسم بچة آخری را... اگر پسر باشد، «آقاماندی» یا «خدابگذار» یا «مانده علی» مینامند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابراهیم میرزا برادرزادهٔ شاه تهماسب، که بسیار مورد توجه وی بوده و خود نیز دستی در شعر و نقاشی و خطاطی داشت، پس از وی بانی کتابخانه یا کارگاه سلطنتی کتابآرایی در مشهد بود. در کارگاه او علاوه بر خوشنویسان و نگارگران مشهدی، نگارگران مکتب تبریز نیز حضور داشتند. یکی از برجستهترین آثار برجای مانده از کارگاه وی، هفتاورنگ جامی است، که نگارگرانی چون مظفر علی، میرزا علی (فرزند سلطان محمد نگارگر)، شیخ محمد و آقا میرک در کتابآرایی آن نقش داشتهاند.
💡 علی کسیست که در عزم قرب حق جبریل براه مانده ازو همچو خاک ره گذرست