مالزیا

لغت نامه دهخدا

مالزیا. [ ل ِ ] ( اِخ ) فدراسیونی که در سال 1963 دولت واحدی تشکیل داده و از دولتهای مشترک المنافع به شمار آمد. این فدراسیون از بهم پیوستن فدراسیون مالزی و سرزمینهای «سباه » ( برنئوی شمالی قدیم ) و ساراواک ( سنگاپور، در آغاز عضو فدراسیون بود و در سال 1965 کناره گیری کرد. ) تشکیل گردید. 333676 کیلومترمربع وسعت و 10071000 تن سکنه دارد و پایتخت آن کوآلالامپور است. این کشور در منطقه استوائی واقع است و بزرگترین تولید کننده کائوچو و قلع در جهان است و غالب کانهای این کشور، مخصوصاً آهن، استخراج نشده مانده است. غذای عمده مردم این سرزمین برنج است. اکثریت مردم در مالزی متمرکزند که در آنجا اقلیتی از بومیان و چینیان هم سکونت دارند. ( از لاروس ). و رجوع به ماده قبل شود.

جمله سازی با مالزیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدمات مخابراتی درون‌شهری عمدتاً از طریق پست رادیوئی مایکرو ویو برای شبه جزیره مالزی فراهم می‌شود. مخابرات بین‌المللی به وسیله کابل‌های زیر دریایی و ماهواره انجام می‌گیرد. یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شرکت‌های مخابراتی در مالزی، تلکام مالزیا برهاد (TM) است که تولیدات و خدماتی را برای خطوط ثابت، و موبایل و نیز خدمات دسترسی شماره‌گیری و پهنای باند اینترنتی را ارائه می‌نماید. این شرکت تقریباً دارای خدمات انحصاری خطوط ثابت تلفنی در کشور است.

گرت یعنی چه؟
گرت یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز