قنان

لغت نامه دهخدا

قنان. [ ق ُ ] ( ع اِ ) بوی بغل. ( منتهی الارب ). گند بغل. ( مهذب الاسماء ) ( اقرب الموارد ). || آستین پیراهن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قنان. [ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ قُنَّه. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). رجوع به قنة شود.
قنان. [ ق َ ] ( اِخ )نام پادشاهی است از پادشاهان روم؛ کان أخذ کل سفینة غصباً او هو هددبن بدد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قنان. [ ق َ ] ( اِخ ) کوهی است و در آن آبی است و گویند کوهی است در بالاترین قسمت نجد. ( معجم البلدان ). کوهی است. ( منتهی الارب ).
قنان. [ ق َ ] ( اِخ ) نام چاهی است. ( معجم البلدان ).
قنان. [ ق َ ] ( اِخ ) ابن متی کاتب یزیدبن ابی سفیان والی شام و سپس کاتب معاویةبن ابی سفیان و بعد از او کاتب یزیدبن معاویه بود و به روزگار خلافت یزید بمرد. ( ابن الندیم ).

فرهنگ فارسی

بن متی کاتب یزید بن ابی سفیان والی شام و سپس کاتب معاویه بن ابی سفیان و بعد از او کاتب یزید بن معاویه بود و بروزگار خلافت یزید بمرد.

جمله سازی با قنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قنان قران یک روستا در ایران است که در دهستان یورتچی غربی واقع شده‌است. قنان قران ۱۲۹ نفر جمعیت دارد.

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز