علی اجل
لغت نامه دهخدا
علی اجل. [ ع َ ی ِ اَ ج َ ل ل ] ( اِخ ) ابن منصوربن عبیداﷲ خطیبیی اصفهانی بغدادی مکنّی به ابوعلی و مشهور به اجل لغوی. رجوع به علی خطیبی شود.
فرهنگ فارسی
ابن منصور بن عبیدالله خطیبی اصفهانی بغدادی مکنی به ابوعلی و مشهور به اجل لغوی
جمله سازی با علی اجل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای شاه اقلیم صفا سرباز میدان وفا بادا علی الدنیا العفا بعد از تو ای میر اجل
💡 در متون حقوقی و مذهبی قدیمی، گاهی به مرگ افراد به صورت علی اجل اشاره میشود که به معنای رسیدن به زمان تعیین شده است.
💡 از نظر اعتقادی، هر موجود زندهای در این جهان در نهایت علی اجل و در زمان مشخصی توسط تقدیر الهی از این دنیا خواهد رفت.
💡 او در وصیتنامه خود تاکید کرد که تمام اموالش پس از مرگ علی اجل او، به امور خیریه و کمک به نیازمندان اختصاص یابد.