لغت نامه دهخدا
صاحب طلسم. [ ح ِ طِ ل ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) جادوگر. طلسم ساز:
بلیناس داند چنین رازها
که صاحب طلسم است بر سازها.نظامی.
صاحب طلسم. [ ح ِ طِ ل ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) جادوگر. طلسم ساز:
بلیناس داند چنین رازها
که صاحب طلسم است بر سازها.نظامی.
جادوگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون جهان ما طلسم رنگ و بوست صاحب شهر و دیار و کاخ و کوست