رزم افکن

مترادف‌ها

جنگجو، رزمنده

متضادها

صلح‌طلب، ترسو، بزدل

لغت نامه دهخدا

رزم افکن. [ رَ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) کنایه از جنگی و مبارز. رزم دیده. رزم خواه. رزم ساز. رزم یوز. ( آنندراج ). غازی و مبارز. ( ناظم الاطباء ). رزمجو. رزمجوی. رزم آزموده. رزم آرا:
پسند آمدش گفت اینک سپاه
سواران رزم افکن و کینه خواه.فردوسی.

فرهنگ فارسی

کنایه از جنگی و مبارز رزم دیده

جمله سازی با رزم افکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در قتال خصم آتش درنبرد مرد آهن گاه رزم در میدان صف شکاف و شیر افکن

💡 در شاهنامه‌ها و متون حماسی کهن، از کلماتی مانند رزم افکن برای توصیف پهلوانانی که در میدان جنگ با شجاعت می‌جنگند استفاده می‌شود.

💡 این شعر که با عباراتی همچون رزم افکن آغاز شده است، نشان‌دهنده روحیه جنگجویانه و قدرت بی‌پایان قهرمان داستان در برابر دشمنان است.

💡 شاعر با استفاده از صفت رزم افکن، توانایی‌های نظامی و مهارت‌های رزمی شخصیت اصلی را در برابر نیروهای دشمن به خوبی به تصویر کشیده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران