لغت نامه دهخدا
دانه جوئی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دانه جو.
دانه جوئی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دانه جو.
عمل دانه جو
💡 با مبادله پایاپای، فردی که دارای ارزش اضافی به اندازه دانه یا چند دام، میتوانست مستقیماً آن را با چیزی که دارای ارزش یا مطلوبیت مشابه یا بزرگتر، مانند دیگ سفالی یا ابزار بود، عوض کند، گرچه، ظرفیت اجرای معاملات مبادله پایاپای به همزمانی خواستهها وابسته است. به عنوان مثال، کشاورز باید کسی را پیدا میکرد که نه تنها جوئی که او تولید کرده را بخواهد بلکه هم چنین چیزی را که کشاورز میخواهد برگرداند.