لغت نامه دهخدا
جای عینی. [ ی ِ ع َ ع ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جای خوش و خوب و خاص:
بملک عراق از جهان آرمیدم
چو نور نظر جای عینی گزیدم.شفیع اثر ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).
جای عینی. [ ی ِ ع َ ع ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جای خوش و خوب و خاص:
بملک عراق از جهان آرمیدم
چو نور نظر جای عینی گزیدم.شفیع اثر ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).
جای خوش و خوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موقعیت مکانی، جای (جمع: جایها) یا مکان (جمع: اماکن، مکانها)، به معنای قسمتی از فضا، به صورت عینی یا مجازی، است که بر پایهٔ کاربرد یا رویدادهایی که در آن صورت میپذیرد، تعریف میشود. یعنی بخش مشخصی از فضا که توسط فرد یا چیزی اشغال شده باشد یا به آن فرد یا چیز تخصیص یافته باشد.
💡 فردریک کاپلستون[واژهنامه ۶] مخالف این مقوله بود. وی میگوید: به نظر میرسد که بورنت بر حق باشد وقتی میگوید پارمنیدس بر خلاف آنچه بعضی گفتهاند پدر ایدئالیسم نیست. بر عکس تمام ماتریالیسم بر نظریه او دربارهٔ واقعیت متکی است؛ بنابراین به عنوان یک حقیقت تاریخی به نظر میرسد که پارمنیدس مادی مذهب بود و نه چیز دیگر. البته به نقل از پروفسور استیس گفته میشود که این امر مانع آن نمیشود که در فلسفه پارمنیدس تناقض غیرقابل رفعی وجود داشته باشد، بهطوری که اگر چه یک ماتریالیست است، فکرش شامل نطفههای ایدئالیسم نیز هست. در جای دیگری از کاپلستون میخوانیم که وسوسه سخن گفتن از پارمنیدس به عنوان کسی که گویی خود یک ایدئالیست بوده مردود است. زیرا در نظر وی واحد حسی و مادی بودهاست و نشان دادن وی به صورت یک ایدئالیست عینی قرن نوزدهم به منزله ارتکاب یک اشتباه تاریخی است. اگر پارمنیدس واحد را فکر قائم به خود معرفی کرده بود، بعید بود که افلاطون و ارسطو از ابن امر گزارشی ندهند، و سقراط آناکساگوراس را با اندیشه و مفهوم او از عقل یا نوس،[واژهنامه ۷] نخستین فیلسوف هوشیار[واژهنامه ۸] نمیافت.