تولد یافتن

مترادف‌ها

زاده شدن، به دنیا آمدن

متضادها

مردن، فوت شدن

لغت نامه دهخدا

تولد یافتن. [ ت َ وَل ْ ل ُ ت َ ] ( مص مرکب ) زائیده شدن. متولد شدن. پدید آمدن. رجوع به تولد شود.

جمله سازی با تولد یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ظاهراً در مز ۲:۷ فرمول فرزندخواندگی به کار رفته‌است («تو پسر من هستی» پیدا ۴۸:۵، «دو پسرت… از آن من هستند»). در عهد عتیق اشاره‌ای به آداب و رسوم فرزندخواندگی نشده، گرچه رسم «ولادت یافتن بر زانوهای کسی» (پیدا ۳۰:۳؛ ۵۰:۲۳؛ ایوب ۳:۱۲) با تولد کودک و پذیرش او از سوی رئیس خانواده مرتبط است.

💡 بسیاری از نظریات علمی جدید، با تولد یافتن ابزارهای پیشرفته در حوزه تکنولوژی و هوش مصنوعی، دچار تحولی بنیادین و بسیار سریع شده‌اند.

💡 در این داستان عاشقانه، شخصیت اصلی داستان در میان گل‌های سرخ و در یک صبح بهاری بسیار زیبا به دنیا و تولد یافتن رسید.

💡 با ظهور عصر دیجیتال، سبک‌های جدیدی از هنر و ادبیات در فضای مجازی تولد یافتن و جایگاه ویژه‌ای در میان نسل جوان پیدا کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران