لغت نامه دهخدا
ام فار. [ اُم ْ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) نوعی از نخله که غوره اش سرخ و خرمایش سیاه میشود. || داهیه. ( المرصع ). گویند: وقعوا فی ام فار؛ در داهیه واقع شدند. ( از المرصع ). در المرصع با الف و لام یعنی ام الفار نیز آمده.
ام فار. [ اُم ْ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) نوعی از نخله که غوره اش سرخ و خرمایش سیاه میشود. || داهیه. ( المرصع ). گویند: وقعوا فی ام فار؛ در داهیه واقع شدند. ( از المرصع ). در المرصع با الف و لام یعنی ام الفار نیز آمده.
نوعی از نخله که غوره اش سرخ و خرمایش سیاه میشود.
💡 بط درون شط بسان کشتی نوح است لیک غرش فواره یاد از فار تنور آورد