واژه «خفتنگه» در زبان فارسی کهن به معنای محل خوابیدن، جای استراحت و مکان خفتن به کار میرود و در واقع همان مفهوم «خفتنگاه» یا محل خواب را بیان میکند. این واژه از ترکیب «خفتن» به معنای خوابیدن و پسوند «گه» به معنای مکان و جایگاه ساخته شده است و به صورت کلی به محلی اشاره دارد که انسان یا موجودی برای استراحت و خواب در آن قرار میگیرد. در متون ادبی قدیم، «خفتنگه» بیشتر در توصیف خانه، بستر یا جای آرامش به کار رفته و گاهی با بار معنایی شاعرانه و تصویری همراه بوده است. این واژه در اشعار شاعران کلاسیک برای بیان لطافت یا آرامش محل خواب یا برعکس، تنگی و سختی آن استفاده شده است. در برخی کاربردها، «خفتنگه» میتواند به هر مکان موقتی برای استراحت نیز اشاره داشته باشد، نه فقط بستر ثابت خواب. این واژه امروزه کاربرد رایج ندارد و بیشتر در متون کهن و لغوی دیده میشود. در ادبیات فارسی، استفاده از این واژه به ایجاد تصویرهای ذهنی زیبا از آرامش یا سختی محل استراحت کمک میکرده است. همچنین در برخی اشعار، «خفتنگه» در کنار واژههایی مانند آرامگاه یا بستر برای تقویت جنبه توصیفی متن آمده است. این واژه نشاندهنده دقت زبان فارسی در نامگذاری حالات و مکانهای زندگی روزمره است. بنابراین، این کلمه به معنای محل خواب و جای استراحت در زبان فارسی کهن به کار میرود و بیشتر کاربرد ادبی و قدیمی دارد.
خفتنگه
لغت نامه دهخدا
خفتنگه. [ خ ُ ت َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) خفتنگاه. جای خفتن:
زهی خفتنگه نرمش زهی خارشگه تنگش.سوزنی.هنرمند یوسف چراغ زمن
بیامد بخفتنگه خویشتن.؟
فرهنگ فارسی
خفتنگاه جای خفتن
جمله سازی با خفتنگه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عهد و پیمانها بشد ستوار و نادر بامداد پای هشیاری در آن خفتنگه مستان نهاد
💡 در عهد همایون وی آرامگه شیر خفتنگه آهو بره شد در طرف شام
💡 وآورد ز چرخشت سوی خفتنگهشان بر روی فرو بست ز هر بیهده رهشان