لحاظ خاص

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تصوّر معنای جزئی معیّن توسط واضع هنگام وضع است.
لحاظ خاص، مقابل لحاظ عام بوده و عبارت است از تصور معنای جزئی توسط واضع در هنگام وضع و التفات نفس وی به آن، برای برقرار نمودن رابطه وضعی بین لفظ و آن معنا؛ برای مثال، در وضع اعلام شخصی مانند «زید»، واضع، لفظ زید را تصور کرده و معنای انسان خاص را نیز به ذهن می آورد، آن گاه لفظ را برای آن معنا وضع می کند، که در این جا لحاظ معنای انسان خاص، لحاظ خاص می باشد.

جمله سازی با لحاظ خاص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آسپنسکی مستند کرده که گورجیف می‌گفت: "دو یا سه هزارسال پیش هنوز راه‌های دیگری بودند که دیگر هستی ندارند و راه‌هایی که اکنون هستی دارند این همه تقسیم نشده بودند، و به یکدیگر بسیار نزدیک بودند. راه چهارم از راه‌های قدیمی و تازه از این لحاظ تفاوت دارد که هرگز راهی ماندگار و همیشگی نیست. هیچ شکل خاصی ندارد و هیچ نهادی با آن پیوند ندارد.

💡 لری کینگ در محله بروکلین در نیویورک سیتی از خانواده‌ای مهاجر یهودی زاده شد. پدرش در سن ۴۴ سالگی در اثر بیماری قلبی درگذشت. مرگ پدر تأثیر خاصی در زندگی لری گذاشت و باعث شد علاقه خود به تحصیل را از دست بدهد. او پس از پایان دوران دبیرستان وارد بازار کار شد تا بتواند از لحاظ مالی به مادرش کمک کند.

💡 چون نسيان امرى عدمى است، پس منشاء آن نيز بايد چنين باشد. زيرا امر عدمى از متن وجودى به لحاظ وجودى بودنش، گرفته نمى شود، در صورتى كه هم امر معدوم از امر موجود انتزاع شود، بايد از جهت عدمى آن يعنى خوددارى كردن از فيض خاص و نفرستادن آن گرفته شود.