لغت نامه دهخدا
خوش سرود. [ خوَش ْ / خُش ْ س ُ] ( ص مرکب ) خوش نغمه. خوش آواز. خوش آهنگ:
مشک جعد و مشک خط و مشک ناف و مشکبوی
خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان.منوچهری.
خوش سرود. [ خوَش ْ / خُش ْ س ُ] ( ص مرکب ) خوش نغمه. خوش آواز. خوش آهنگ:
مشک جعد و مشک خط و مشک ناف و مشکبوی
خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان.منوچهری.
خوش نغمه خوش آواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش زن و خوش سرود و خوش قواد خوش سماعی کند همی به مراد
💡 گفتهٔ مستانهٔ ما را بخوان عاشقانه خوش سرودی می سرا
💡 بشنو چه خوش سرود حزین، اوحدی ما ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه
💡 غرق اندر جلوهٔ مستانه ئی خوش سرود آن مست بی پیمانه ئی
💡 ز صافی در آواز آن خوش سرود نمایان شده عکس آهنگ رود
💡 خوش سرود آن شاعر افغان شناس آنکه بیند باز گوید بی هراس