توزیع کردن

لغت نامه دهخدا

توزیع کردن. [ ت َ / تُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بخش کردن جمعی از مردمان چیزی را در میان خود. ( ناظم الاطباء ). بخش کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). قسمت کردن چیزی:
تا خر از هر که برد، من واخرم
ورنه توزیعی کنند ایشان زرم.مولوی. || سرشکن کردن گروهی، خرج کسی را میان خود:... این مسخره را اندیشه سفری افتاد نه راحله و نه زاد. او را حریفان به اتفاق توزیعی کردند. ( جهانگشای جوینی ). || پخش کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). پراکنده و آواره ساختن:
تا گردانم اسیروارش
توزیع کنم به هر دیارش.نظامی.رجوع به توزیع شدن شود.

فرهنگ فارسی

بخش کردن جمعی از مردمان چیزی را در میان خود. بخش کردن.

فرهنگستان زبان و ادب

[مهندسی مخابرات] ← پخش کردن

جمله سازی با توزیع کردن

💡 در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰، فرهنگ هکرها که استالمن به آن رونق داده بود شروع به متلاشی شدن کرد. خیلی از تولیدکنندگان برای جلوگیری کردن نرم‌افزار از استفاده شدن در رایانه‌های رقبایشان، توزیع کردن کد منبع را متوقف کردند و برای محدود کردن و ممنوع ساختن کپی و توزیع مجدد، شروع به استفاده از کپی رایت و مجوزهای نرم‌افزار محدود کردند. اینچنین نرم‌افزارهای اختصاصی از قبل وجود داشتند، و این امر اینطور ظاهر شد که بتواند هنجاری در این راستا شود.

💡 تمرکززدایی فرایند توزیع کردن اداره تصمیم‌گیری به‌طور نزدیکتر به مردم است. توزیع بخش‌های اجرایی یا دولت در بخشهایی مثل مهندسی، مدیریت، علوم سیاسی، اقتصاد سیاسی، جامعه‌شناسی، تکنولوژی و اقتصاد را شامل می‌شود. همچنین در زمینه توزیع جمعیت و اشتغال هم ممکن است کاربرد داشته باشد.جوهر دموکراسی، تجدید اختیارات به کارگیری قدرت است که در نهایت به مشروطه سازی قدرت می‌رسد. به این معنا که دارندگان قدرت تنها در شرایط تعیین شده از پیش، می‌توانند قدرت خود را به کار ببرند. نهادها، هنگامی ارزش و اعتبار دارند که به حقوق شهروندان احترام بگذارند و این الزام و اقتضای آزادی است.