پنبه دهن
مترادفها
پرحرف، وراج، پرگو
لغت نامه دهخدا
پنبه دهن. [ پَم ْ ب َ / ب ِ دَ هََ ] ( ص مرکب ) پنبه دهان.کنایه از کم گو و کم سخن. ( غیاث اللغات ):
پنبه دهنا کدام روئی
سوزن پلکا کدام سوئی ؟امیرخسرو ( از آنندراج ).از دو بیت شاهد پنبه دهان و پنبه دهن معنی مفهوم نمیشود، محتاج تأیید است.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کم گوی کم سخن.
جمله سازی با پنبه دهن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنبه را یکبارگی برکش ز گوش در دهن نه محکم و بنشین خموش
💡 الماس چو تبخاله برآید ز لب مست گر بر دهن شیشه نهی پنبه داغم
💡 پایکوبان به سردار رود خود حلاج پنبه بردارد اگر از دهن شیشه ما
💡 ساقی برون کش از دهن شیشه پنبه را تا اهل فضل مهر لب گفتگو کنند