لغت نامه دهخدا
میان قد. [ ق َ ] ( ص مرکب ) به معنی میان بالاست. ( از آنندراج ) ( از شعوری ج 2 ص 363 ). میان بالا. متوسطالقامه. که قامتی نه بلند و نه کوتاه دارد. و رجوع به میان بالا شود.
میان قد. [ ق َ ] ( ص مرکب ) به معنی میان بالاست. ( از آنندراج ) ( از شعوری ج 2 ص 363 ). میان بالا. متوسطالقامه. که قامتی نه بلند و نه کوتاه دارد. و رجوع به میان بالا شود.
به معنی میان بالاست متوسط القامه
💡 پس آن جام پر گوهر شاهوار میان کیان کرد پیشش نثار
💡 گر در آتش هیچ کس مسکن نگیرد پس چرا مهر مسکن در میان این دل مسکین گرفت