بی مکسبی
متضادها
سودمندی، سودآوری
لغت نامه دهخدا
بی مکسبی. [ م َ س َ ] ( حامص مرکب ) ( از: بی +مکسب + ی ) بی پیشگی و بیکاری. بی درآمدی:
شد ز بی مکسبی و بی مالی
ملک شه از مؤدیان خالی.نظامی.
جمله سازی با بی مکسبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دست دادستت خدا کاری بکن مکسبی کن یاریِ یاری بکن