لغت نامه دهخدا
بی دیانتی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) بیدینی. نادرستی: شاه مثال داد کنیزک را که جریمت و تهمت بشاهزاده اضافت کرده بود و بجنایت و بیدیانتی منسوب گردانیده فضیحت و رسوای خلق گردانند. ( سندبادنامه ص 322 ).
بی دیانتی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) بیدینی. نادرستی: شاه مثال داد کنیزک را که جریمت و تهمت بشاهزاده اضافت کرده بود و بجنایت و بیدیانتی منسوب گردانیده فضیحت و رسوای خلق گردانند. ( سندبادنامه ص 322 ).
بی دینی ٠ نادرستی ٠
💡 آئین بهائی، دیانتی جهانی است که در میانه قرن نوزدهم از ایران آغاز شد. در حال حاضر بهائیان از پیشینههای نژادی، قومی و اعتقادی مختلف در اکثر کشورهای جهان زندگی میکنند و در ایران پس از مسلمانان پرجمعیتترین جامعهٔ دینی را تشکیل میدهند.
💡 خانه دیانتی مربوط به اواخر دوره قاجار است و در دزفول، محله صحرا بدر مشرقی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۵۸۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 دیانتی در یک مصاحبه گفتهاست که میخواهد به ایران برود و پدرش را ببیند اما میگوید به دلیل تهدید شدن به مرگ نمیتواند به ایران بازگردد. گرچه او در مصاحبهٔ دیگری ممنوعیت ورودش به ایران به دلیل بازی کردن فیلم پورنو را تکذیب کردهاست.