اجزاء عروض

مترادف‌ها

بخش‌های عروض

لغت نامه دهخدا

اجزاء عروض. [ اَ ءِ ع َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به اجزاء شعر شود.

جمله سازی با اجزاء عروض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیط (ساده)( معنی پراکندن و کش دادن و گستردن است.)(به انگلیسی: Simple) یکی از اوزان عروضی است. علّت تسمیه آن به این اسم، این است که سبب‌های آن ساده است، سبب نام یکی از آهنگ‌های عروض است. در اصطلاح علمای هندسه، بسیط به معنی سطح است. در اصطلاح فیلسوفان، بسیط چیزی است که دارای اجزاء نباشد، مانند وحدت و نقطه. بسیط به این معنی لفظ ساده‌ایست که جزء ندارد و در مقابل مرکب است. چیزی که اصلاً دارای اجزاء نباشد، بسیط مطلق نامیده می‌شود. مانند مونادهای لایب نیتس. در نظر لایب نیتس، مناد جوهر بسیطی است که اصلاً اجزاء ندارد. ابن سینا گوید: «هر چیزی که در حقیقت و ماهیتش بسیط باشد، اجزاء مقوم ندارد.» ابن رشد گوید:

💡 برای درک صحیح وزن اشعار کلاسیک، دانشجو باید با تمامی اجزاء عروض و قواعد مربوط به مفصل و رکن‌های شعری آشنا باشد.

💡 استاد ادبیات در کلاس درس، به بررسی دقیق اجزاء عروض و نحوه ترکیب آن‌ها در قالب‌های مختلف شعری مانند مثنوی و غزل پرداخت.

💡 آشنایی با اجزاء عروض به شاعران کمک می‌کند تا بتوانند موسیقی درونی شعر خود را به شکلی دقیق و با رعایت کامل قواعد تنظیم کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران