شاجب

لغت نامه دهخدا

شاجب. [ ج ِ ] ( ع ص ) اندوهگین. || هلاک شونده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): در بقای او عوض از هر شاجب و خلف از هر غازب و عازب است. ( ترجمه تاریخ یمینی چ سنگی ص 460 ). || مرد زیاد فسوس کننده و پرگوی. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). || کلاغ سخت آواز. ( مهذب الاسماء ). زاغ سخت بانگ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
شاجب. [ ج ِ ] ( اِخ ) وادیی است به عرمة، و شاحب نیز روایت شده است. ( معجم البلدان ).

جمله سازی با شاجب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يا هشام المتكلمون ثلاثه فرابح و سالم و شاجب فاما الرابح فالذكرلله و اما السالمفالساكت.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز