استقضاء

لغت نامه دهخدا

استقضاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) طلب قضاء قاضی کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). یقال: اُستقضی ( مجهولاً ). ( منتهی الارب ). || حکم خواستن. || طلب گزاردن. پرداختن دین خواستن. وام بازدادن طلبیدن. وام بازدادن خواستن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م ) قضاوت خواستن، تقاضای حق خود را کردن.

ویکی واژه

قضاوت خواستن، تقاضای حق خود را کردن.

جمله سازی با استقضاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 6 - اگر در يكى از اين روزها رمى جمرات را فراموش كند واجب است در روزديگر آن را قضاء نمايد و اگر در دو روز فراموش نمايد در روز سوم قضاء مى كند وحكم در صورتى هم كه عمدا ترك كرده باشد همين است و چون خواست قضاء كند واجب استقضاء را بر اداء مقدم بدارد، و نيز واجب است آن چه زودتر فوت شده زودتر قضاء كند،بنابراين اگر رمى روز عيد و روز يازدهم را ترك كرده در روز دوازدهماول رمى روز عيد را قضاء مى كند و سپس رمى روز يازدهم را و در آخر روز دوازدهم را بهنيت اداء مى آورد و خلاصه كلام همانطور كه در اداء رعايت ترتيب واجب است در قضاء نيزواجب است هم در همه جمره ها و هم در بعضى از آن ها، پس اگر مثلا در روز يازدهم بعضى ازجمره ها مثلا جمره اولى را ترك كرده و روز بعد به يادش آمدهاول رمى روز قبل را انجام مى دهد بعدا آنروز را، بلكه احتياط آنست كه اگر همه جمرات وبعضى از آنها باچهار ريگ رمى كرده و روز بعد يادش آمداول قضاء را مى آورد بعد اداء را و اول آنچه قبلا قضاء شده مى آورد و سپس بعدى آنرا.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز