لغت نامه دهخدا
حق العمل. [ ح َق ْ قُل ْ ع َ م َ ] ( ع اِ مرکب ) جعل. کارمزد. ( فرهنگستان ).
حق العمل. [ ح َق ْ قُل ْ ع َ م َ ] ( ع اِ مرکب ) جعل. کارمزد. ( فرهنگستان ).
۱. مزد کار، کارمزد.
۲. پولی که معمولاً به صورت درصدی بابت فروش کالایی از صاحب کالا دریافت می کنند.
مزدی که از بابت فروش کالایی بصاحب کالا پردازند. یا حق العمل کار. کسی که با گرفتن مطدی کالای بازرگانی را بفروش برساند. یا حق العمل کاری. شغل و عمل حق العمل کار.
کارمزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آيه شريفه بين خوردن با اسراف و خوردن بعد از كبير شدن يتيم مقابله افتاده و اينمقابله مى فهماند كه بين آن دو فرق هست اولى(اكل و خوردن با اسراف ) تعدى به اموال ايتام است بدون اينكه حاجتى به خوردن آنباشد و بدون اينكه ولى يتيم خود را مستحق آنمال بداند بلكه فقط از باب اجحاف و بى مبالاتىمال يتيم را مى خورد، ولى دومى (برداشتن از مال يتيمقبل از بزرگ شدنش ) به اين معنا است كه ولى يتيم خود را مستحق اين خوردن بداند وبراى تصدى امور يتيم صاحب اجرت و حق العمل مى داند و مى خواهد اجرت زحمات خود رابردارد چيزى، كه هست اسلام به او مى گويد:
💡 مساءله 33 - وكيل گرفتن هم با حق العمل و هم بدون آن جائز است و در صورتاول به محضى كه وكيل عمل مورد قرارداد را انجام داد مستحقجعل (يعنى فرد معين شده ) مى باشد، پس اگر بهوكيل گفته باشد فلان مبلغ به تو مى دهم درمقابل اينكه فلان چيز را برايم بفروشى و يا بخرى همينكهوكيل آن معامله را انجام داد مستحق جعل مى شود، هرچند كهموكل در صورت خريد كالا را و در صورت فروش بها راتحويل نگرفته باشد و همچنين اگر او را وكيل كرده باشد در مرافعه و تثبيت حق كهاگر حق موكلش را در محكمه ثابت كرد اجرت عملش را مستحق مى شود هرچند كه موكلشهنوز حق را از طرف نگرفته باشد.