واژه «جر و جوی» یک ترکیب فارسی است که در متون قدیمی و در اشعار شاعران به کار رفته و معنای اصلی آن «راه ناهموار و پر از شکاف و ناهمواری» است. این واژه برای توصیف مسیری استفاده میشود که هموار و صاف نیست و در آن پستیوبلندی، چاله، دره یا شکستگی وجود دارد. در چنین کاربردی، «جر» و «جوی» در کنار هم تصویری از زمینی سخت و دشوار برای عبور را نشان میدهند. شاعران از این ترکیب برای بیان سختیهای زندگی و دشواری مسیر انسان نیز استفاده کردهاند و آن را نمادی از مشکلات و ناملایمات راه زندگی دانستهاند. در برخی ابیات، «جر و جوی» به معنای راهی است که حرکت در آن خستهکننده و دشوار است و انسان را به زحمت میاندازد. این واژه علاوه بر معنای واقعی و فیزیکی، معنای استعاری نیز دارد و میتواند به سختیها، موانع و گرفتاریهای زندگی اشاره کند. در ادبیات فارسی، استفاده از چنین ترکیبهایی برای تصویرسازی از مسیرهای دشوار بسیار رایج بوده است. ناصرخسرو در اشعار خود از «جر و جوی» برای نشان دادن بینظمی و سختی راه استفاده کرده و مخاطب را به تفکر درباره دشواریهای مسیر زندگی دعوت کرده است. این واژه امروزه در زبان روزمره کمتر به کار میرود و بیشتر در متون ادبی و کلاسیک دیده میشود. به زبان ساده، «جر و جوی» یعنی راهی ناهموار، شکسته و پر از سختی که عبور از آن دشوار و طاقتفرسا است.
جر و جوی
لغت نامه دهخدا
جر وجوی. [ ج َرْ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) راه ناهموار. راه که پر از شکاف و دره باشد:
جوی است و جر پرده عبرت ز دردها
ره پر ز جر و جوی و هوا سرد و تیره فام
لیکن تو هیچ سیر نخواهی همی شدن
زین جر و جوی و کوفتن راه بی نظام.ناصرخسرو.به جر و جوی چرا میدوی بروز و شبان
و گرنه معده همی مر ترا بجر دارد.ناصرخسرو.رجوع به جوی و جرشود.
جمله سازی با جر و جوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیکن تو هیچ سیر نخواهی همی شدن زین جر و جوی کوفتن و راه بینظام
💡 جوی است و جر بر ره عمرت ز دردها ره پر ز جر و جوی و هوا سرد و، تار بام
💡 نه سبزهایم، که روئیم خیره در جر و جوی نه مرغکیم، که باشیم خوش بمشتی دان