ترسان دل
مترادفها
ترسو، هراسان، دللرز
متضادها
بیباک، شجاع
لغت نامه دهخدا
ترسان دل. [ ت َ دِ ] ( ص مرکب ) هراسان. بیم زده. خائف. آنکه دلش ترسیده باشد:
چو از خنجر روز بگذشت شب
همی تاخت ترسان دل و خشک لب.فردوسی.
فرهنگ فارسی
هراسان. بیم زده. خائف. آنکه دلش ترسیده باشد.
جمله سازی با ترسان دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رسید آن نازنین اینک، الا، ای صبر ترسان دل ستادی کرده ای نیکو، اگر بیرون نخواهی شد
💡 گبر ترسان دل بود کو از گمان میزید در شک ز حال آن جهان
💡 آن جنگجوی ترسان دل، با وجود اینکه از برخورد با دشمن هراسی داشت، اما برای حفظ شرف و افتخار ملی خود به میدان نبرد شجاعانه قدم گذاشت.
💡 شاعر در این بیت، از حال و روز یک عاشق ترسان دل میگوید که از شدت ابراز احساسات و احتمال طرد شدن، همواره در اضطراب و بیقراری است.
💡 شخصیت اصلی داستان، مردی ترسان دل بود که همواره از سایهها میترسید و در مواجهه با هر چالش بزرگی، ابتدا به فکر فرار و پناه گرفتن بود.