فرهنگ معین
(اِ دِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - دور شدن، برکنار شدن. ۲ - بازداشته شدن، برکنار شدن. ۳ - در ایستادن، درآمدن.
(اِ دِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - دور شدن، برکنار شدن. ۲ - بازداشته شدن، برکنار شدن. ۳ - در ایستادن، درآمدن.
۱. دور شدن.
۲. برکنار شدن، به یک سو رانده شدن.
۳. بازداشته شدن.
( مصدر ) ۱ - دور شدن بر کنار گشتن. ۲ - باز داشته شدن رانده شدن. ۳ - در ایستادن در آمدن. ۴ - خوض پیوستن.
دور شدن، برکنار شدن.
بازداشته شدن، برکنار شدن.
در ایستادن، درآمدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) از وفادارترين كسان به دين خود بود و بشدت از آندفاع كرد. هنگامى كه اسلام در خطر نابودى قرار گرفت و دشمنان كمر بسته آن امويان با تمام وجود به انكار آن برخاستند و شبانه روز محو آن را وجهه نظر خودقرار دادند و با آن جنگيدند، ابوالفضل به رزمگاه پاگذاشت و در راه دين خود، مخلصانهجهاد كرد تا آنكه كلمه توحيد در زمين برقرار باشد و در آرمانهاى اعتقاديش دستانش قطعگشت و به خون خود درغلتيد.