بروار
لغت نامه دهخدا
بروار. [ ب َرْ ] ( اِ ) خانه تابستانی. ( برهان ). خانه تابستانی که بغایت سرد باشد. ( غیاث ). خانه تابستانی که در آنجا گوسپند و غیره فربه کنند و آنرا برواری نیز گویند. ( از آنندراج ). برواری. پروار. فروار. و رجوع به پروار و فروار شود. || دریچه بالاخانه که ترجمه غرفه است. ( غیاث ).
فرهنگ عمید
= فروار
فرهنگ اسم ها
اسم: بروار (پسر) (کردی)
معنی: آن قسمت از دامنةکوة کة زیباترین قسمت آن میباشد، نام منطقةای در کردستان نزدیک عمادیه ( نگارش کردی
جمله سازی با بروار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر باطوفا (به کردی: باتیفا) شهری است در بخشی به همین نام که یکی از بخشهای شهرستان زاخو در استان دهوک در شمال عراق است. شهر باطوفا در مسیر جاده اصلی بروار بالا به زاخو قرار گرفتهاست.
💡 پخش برنامه بهصورت زنده نخستین بار در عراق و حتی قبل از رادیو عربی بغداد، در رادیو کردی صورت گرفت. نخستین برنامهٔ زنده «با شنوندگان» نام داشت که توسط جمال برواری اجرا میشد و به خواندن نامههایی اختصاص داشت که مخاطبان رادیو کردی به دفتر رادیو ارسال میکردند و در میان آنها به سبب اوضاع سیاسی کردستان، نامههای زیادی نیز از جانب پیشمرگهها ارسال میشد.
💡 ساکنان این بخش را قبیله برواری که یکی از بزرگترین قبایل کرد در عراق است تشکیل میدهد.