لغت نامه دهخدا
چکامه سرا. [ چ َ م َ / م ِ س َ ] ( نف مرکب ) چکامه سرای و چکامه سراینده. شاعر و قصیده سرا. و رجوع به چکامه و چکامه سرای و چکامه سرایی شود.
چکامه سرا. [ چ َ م َ / م ِ س َ ] ( نف مرکب ) چکامه سرای و چکامه سراینده. شاعر و قصیده سرا. و رجوع به چکامه و چکامه سرای و چکامه سرایی شود.
( ~. سَ ) (ص فا. ) ۱ - قصیده سرا. ۲ - شاعر.
۱. شاعر.
۲. ٢. قصیده گو، قصیده سرا.
قصیده سرا.
شاعر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام قرآن در زبان پارسی به صورت نبی، نپی، یا نوی هم آمده است و این نام به وفور در ادبیات کلاسیک پارسی به کار رفته است تنها برای نمونه، دو بیت زیر از دو چکامه سرای نامدار، به ترتیب، منوچهری دامغانی و مولوی رومی ارایه میگردد: