لغت نامه دهخدا
چاق و چله کردن.[ ق ُ چ ِل ْ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فربه کردن. پروار کردن. تنومند کردن. || معالجه کردن. مداوا کردن. شفا دادن. درمان کردن. سالم و تندرست کردن. خوب کردن. و رجوع به چاق کردن و فربه کردن شود.
چاق و چله کردن.[ ق ُ چ ِل ْ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فربه کردن. پروار کردن. تنومند کردن. || معالجه کردن. مداوا کردن. شفا دادن. درمان کردن. سالم و تندرست کردن. خوب کردن. و رجوع به چاق کردن و فربه کردن شود.
فربه کردن. پروار کردن. تنومند کردن. یا معالجه کردن. مداوا کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رهبر آلمان و ايتاليا كه مى خواستند ببينيد نخست وزير سالخورده و چاق و سنگينانگلستان در برابر آنان چه تاكتيكى جهت صيد ماهى پيش خواهد گرفت، وقتى او را درچنين وضعى ديدند با تعجب پرسيدند: چه مى كنى ؟
💡 سوم: جمله (ثم ياتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس و فيه يعصرون ) است، كهدر متن خواب شاه چيزى كه اشاره به آمدن چنين سالى كند نبوده، و گويا يوسف آنرا ازعدد هفت استفاده كرده كه هم در گاوهاى چاق و هم در گاوهاى لاغر و هم در سنبله هاى سبزبكار رفته (و اگر سال هشتم هم قحطى مى شد عدد سالهاى قحطى هفت نبود).
💡 در هفتمين روز ولادت، ضمن تراشيدن سر نوزاد، هموزن مويش صدقه داد. سرش را باآبى پاكيزه و خوشبو صفا داد و قوچى چاق و رنگين به عنوان عقيقه قربانى كرد و او رادر دامان خود نشانيد و ضمن سوز و گداز و گريه بر او مى فرمود:
💡 باز در بعضى از آن روايات آمده كه ابوبكر وقتى بر سر غلبه روم با مشركين قمارزد، شرطى از ايشان گرفت، و آن عبارت بود از صد شتر چاق و فربه، و آن را نزدرسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آورد، حضرت فرمود اينحلال نيست، صدقه اش بده.
💡 (در كتابى خواندم:) روزى دو شيطان، با هم ديدار يكى از آنها بسيار چاق و ديگرىبسيار لاغر بود. از حال هم ديگر جويا شدند. شيطان چاق از رفيق خود پرسيد: چرا تواين قدر لاغرى ؟
💡 (در نظر مردى كه از گرسنگى نزديك به هلاكت است، يك ظرف طعام ممكن است به هماناندازه زيبا باشد كه يك زن سى ساله در نظر يك جوان چاق و چله. اگر اين جوان دچارگرسنگى شود، زيباترين پريان در نظرش زيبا نخواهد بود و شايد در نظر او چنينپرى پيكرى براى خوردن مناسب تر باشد.)(1061)