روفُس اِفِسی، طبیب و گیاهشناس نامآور یونانی، در سدهٔ نخست میلادی میزیست. او که زادگاهش شهر افسس بود، پیش از جالینوس میزیست و در میان دانشمندانِ مدرسهٔ روفُسیان از جایگاه ممتازی برخوردار است. ابنالندیم در الفهرست، وی را طبیبی یونانی و صاحب تألیفات پرشمار دانسته که آثارش در زمینههای گوناگون پزشکی، از جمله کالبدشناسی، داروشناسی و درمان بیماریها، تا سدهها مورد توجه دانشمندان اسلامی همچون ابنبیطار قرار گرفت.
آثار او طیف وسیعی از موضوعات پزشکی را در بر میگیرد. برخی از مهمترین تألیفات وی عبارتاند از: «کتاب تسمیة اعضاء الانسان»، «کتاب الیرقان و المرار»، «کتاب تدبیر من لایحضره طبیب»، «کتاب استعمال الشراب»، «کتاب تدبیر الشیخوخَة»، «کتاب ذات الجَنب و ذات الرئة»، «کتاب الطب»، «کتاب الفَرق» و «کتاب الحقن». این آثار نشاندهندهٔ دامنهٔ وسیع دانش و تخصص روفس در حوزههایی چون تشخیص بیماریها، داروشناسی، بهداشت مسافر، سالمندی و حتی جراحی است.
اهمیت روفس در تاریخ پزشکی، هم در جهان یونانیرومی و هم در تمدن اسلامی، چشمگیر است. دانشمندان اسلامی، بهویژه در سدههای میانی، آثار او را به دقت مطالعه و از آنها نقلقول کردند. ابنبیطار در کتاب «مفردات الادویة» بارها به نظرات روفس در باب خواص گیاهان و داروها استناد نموده است. این انتقال دانش، نقش بسزایی در غنای پزشکی اسلامی ایفا کرد و نام روفس اِفِسی را بهعنوان یکی از چهرههای اثرگذار در تاریخ علم پزشکی جاودان ساخت.