ترکیب خلافِ حق به معنای چیزی است که در تعارض با راستی، حقیقت و واقعیت قرار دارد. این اصطلاح در زبان فارسی، بهویژه در متون حقوقی، اخلاقی و ادبی، برای توصیف گفتار، کردار یا داوریای به کار میرود که با حقیقت عینی یا اصول پذیرفتهشدهی عقلانی و اخلاقی همخوانی ندارد. بر اساس منابع لغوی، از جمله ناظمالاطباء، «خلافِ حق» نقطهی مقابل راستی و حقیقت شمرده میشود و بار معنایی منفی روشنی دارد.
در کاربرد مفهومی، خلافِ حق تنها به معنای دروغبودن یک سخن نیست، بلکه میتواند شامل هر نوع تحریف، کتمان، یا تفسیر نادرستی باشد که نتیجهی آن دورشدن از حقیقت است. چنین مفهومی ممکن است در حوزههای گوناگون، از جمله قضاوت، شهادت، نگارش تاریخی، یا حتی رفتارهای روزمره، مصداق پیدا کند. از این رو، «خلافِ حق» میتواند هم آگاهانه و از روی قصد باشد و هم ناآگاهانه، اما در هر دو حالت، پیامد آن خدشهدارشدن اعتماد و فاصلهگرفتن از واقعیت است.
از منظر اخلاقی و اجتماعی، پرهیز از «خلافِ حق» جایگاهی بنیادین دارد؛ زیرا پایبندی به حق و حقیقت، اساس عدالت، اعتماد عمومی و سلامت روابط انسانی را شکل میدهد. هر جامعهای که در آن گفتار و رفتار افراد بر مدار حق استوار باشد، از انسجام و پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود. در مقابل، رواج امور خلافِ حق میتواند زمینهساز بیاعتمادی، بیعدالتی و اختلال در نظم فکری و اجتماعی شود و ارزشهای انسانی را تضعیف کند.