جدا کرده

جدا کرده، واژه‌ای است که در زبان فارسی به معنای تفکیک یا جداسازی موارد مختلف به کار می‌رود. این واژه می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مورد استفاده قرار گیرد، از جمله در علوم، هنر، و حتی زندگی روزمره. وقتی ما چیزی را جدا می‌کنیم، در واقع به نوعی آن را از دیگر موارد متمایز می‌سازیم. به عنوان مثال، در هنگام مطالعه، ممکن است یک متن را جدا کنیم تا نکات مهم آن را بهتر درک کنیم. همچنین در زندگی اجتماعی، جدا کردن احساسات و تجارب می‌تواند به ما کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیریم. این عمل جداسازی نه تنها در قلمرو فکری ما بلکه در روابط انسانی نیز اهمیت دارد. توانایی جدا کردن مفاهیم و احساسات مختلف به ما این امکان را می‌دهد که با دقت بیشتری به مسائل نگاه کنیم و در نهایت، درک عمیق‌تری از دنیای اطرافمان پیدا کنیم. به این ترتیب، واژه جدا کرده نمایانگر یک فرآیند مهم در تفکر و تعاملات انسانی است.

لغت نامه دهخدا

جداکرده. [ ج ُ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) منفصل و گسیخته شده. || دورشده. || منفک. || ممتاز. || مفروز. مفروق. || جداشده.

فرهنگ فارسی

منفصل و گسیخته شده یا دور شده یا منفک یا ممتاز.

جملاتی از کلمه جدا کرده

به گردان ایران نماید هنر ز پیلان جنگی جدا کرده سر
فگنده چو پیلان به هر جای بر چه با تن چه بی‌تن جدا کرده سر
ای رنج فراق روی و موی تو جان ودل من ز من جدا کرده