تن جامه

تن جامه به معنای پوشش و لباس است که معمولاً به عنوان یک عنصر اساسی در فرهنگ‌های مختلف شناخته می‌شود. این اصطلاح شامل انواع پوشاک، از جمله لباس‌های روزمره، رسمی و سنتی می‌شود. استفاده از تن جامه در زندگی روزمره به شناسایی هویت فرهنگی و اجتماعی افراد کمک می‌کند و همچنین نقش مهمی در حفظ حرمت و آداب و رسوم هر جامعه ایفا می‌نماید. تن جامه در فرهنگ‌های مختلف به شیوه‌های گوناگونی تجلی می‌یابد. به عنوان مثال، در کشورهای خاورمیانه، پوشش‌های سنتی معمولاً شامل چادر و عبای مخصوص است، در حالی که در کشورهای غربی به لباس‌های مدرن و غیررسمی توجه بیشتری می‌شود. این تفاوت‌ها به دلیل شرایط جغرافیایی، اجتماعی و تاریخی هر منطقه شکل می‌گیرند و نمایانگر هویت فرهنگی خاص آن جامعه هستند.

لغت نامه دهخدا

تن جامه. [ ت َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) لباس و پوشاک و کرته و زیرقبایی. ( ناظم الاطباء ): در حال سی دینار فرستاد که این را به بهای تن جامه بدهید. ( سفرنامه ناصرخسرو ). بعد چند روز دیگر کشتی ها دررسید و معامله بکردند که از تن جامه عظیم تقصیر بود و بیشتر آن بودند که پوست گوسفند و آهو همی پوشیدند. ( مجمل التواریخ ).
و آورد برون ز خز و دیبا
تن جامه ای از خزینه زیبا.نظامی.لیک آن مستی بود توبه شکن
منسی است این مستی تن جامه کن.مولوی.بپوشید تن جامه در تن سیه 
بگفتا که ای پشت گرم سپه.نظام قاری.صوفک و خاصک و تن جامه و بیت و برتک 
کلی و کلفتن و سالو و روس انصار.نظام قاری.ز تن جامه و کدرویی کزی 
ز کستونی و بر کجین و قزی.نظام قاری.

فرهنگ فارسی

لباس و پوشاک و کرته و زیر قبایی.

جملاتی از کلمه تن جامه

ز من بشنو اکنون یکایک سخن ز تن جامه رزم بیرون مکن
گفتم از تن جامه بیرون آورید تا سلامت جان ز دست من برید
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم