تاقی
لغت نامه دهخدا
تاقی. ( ترکی،اِ ) کلاه، از لغات ترکی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کلاه از لغات ترکی ٠
جمله سازی با تاقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این بنا در بدو ورود، با نیمه سقفی معلق و عظیم، به مسافران خوش آمد میگوید. سپس با عبور از آرایهای از ستونها، به سالنی با تاقی مرتفع میرسد که که بلند مرتبگی سقف آن، عظمتی را در ذهن بیننده ایجاد میکند.
💡 اشکفت تاقی مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان - است و در سعادت شهر، داخل شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۲۹۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه دویا تاقی مربوط به هزاره اول (پیش از میلاد) است و در شهرستان تکاب، بخش مرکزی، دهستان انصار، روستای سبیل واقع شده است. این اثر در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۶۷۵۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 در مشرق بان زرده بر فراز یکی از قلل مرتفع کوه «دالاهو» بقایای یک قلعه بزرگ و مستحکم نظامی به چشم میخورد که اهالی محل آن را «قلعه یزدگردی» مینامند. بنای این قلعه در اصل دو طبقه بوده و هماکنون قسمت اعظم از این بنای معظم بر جا باقی ماندهاست. اتاقهای این قلعه اکثراً وسیع و به شکل مستطیل و با تاقی گهوارهای است.
💡 در هنگام نصب قفسههای جدید، دقت کنید که آنها کاملاً صاف باشند و به صورت تاقی یا کج روی دیوار قرار نگیرند.
💡 تصویر در آینه به صورت تاقی و نامشخص دیده میشد که نشاندهنده کج بودن سطح نصب شده برای قرارگیری درست آینه بود.
💡 او کتابها را به صورت تاقی در گوشهای از کتابخانه چید که باعث شد فضای بیشتری برای قرار دادن سایر اشیاء آزاد شود.