بندیدن

لغت نامه دهخدا

بندیدن. [ ب َ دی دَ ] ( مص ) بستن. ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). || قید کردن. مقید کردن. || حبس کردن. زندان کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

= بستن

جمله سازی با بندیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز