بدرگی

بدرگی به عنوان یک مفهوم، به ارتباطات انسانی و تجربیات جمعی اشاره دارد که در آن افراد با یکدیگر تعامل می‌کنند و احساسات و افکار خود را به اشتراک می‌گذارند. این مفهوم به نوعی به تجلی انسانی در محیط‌های اجتماعی و فرهنگی مربوط می‌شود و نشان‌دهنده روابط پیچیده‌ای است که در میان افراد شکل می‌گیرد. از اهمیت بالای بدرگی می‌توان به تأثیر آن بر ایجاد همبستگی اجتماعی و تقویت پیوندهای انسانی اشاره کرد. در واقع، این پدیده به ما کمک می‌کند تا هویت و شخصیت خود را در بستر جامعه شناسایی کنیم و از طریق آن به یکدیگر نزدیک‌تر شویم. ارتباطات موثر و همدلانه، پایه و اساس بدرگی را تشکیل می‌دهد و در نهایت به ارتقاء کیفیت زندگی اجتماعی و فردی منجر می‌شود. در حقیقت، با درک عمیق‌تر از این مفهوم، می‌توانیم به بهبود روابط انسانی و تقویت حس همیاری در جامعه بپردازیم.

لغت نامه دهخدا

بدرگی. [ ب َ رَ ] ( حامص مرکب ) بدطینتی. بدذاتی. بدخواهی. پستی. خواری. ( ناظم الاطباء ). بداصلی. بدگوهری. بدنژادی:
پادشاهان جهان از بدرگی
بو نبردند از شراب بندگی.مولوی.توان کرد با ناکسان بدرگی
ولیکن نیاید ز مردم سگی.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

بد طینتی بد ذاتی بد اصلی.

جملاتی از کلمه بدرگی

پادشاهان جهان از بدرگی بو نبردند از شراب بندگی
سوی مردم حمله چون آری سگی ور زنی زخمی سگی پس بدرگی
قبط اینک می‌مرند از تشنگی از پی ادبار خود یا بدرگی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم