گرم کار بودن

لغت نامه دهخدا

گرم کار بودن. [ گ َ م ِ دَ ] ( مص مرکب ) با کوشش و علاقه به کاری مشغول بودن. رجوع به گرم کار شدن شود.

جمله سازی با گرم کار بودن

💡 عنکبوتی دید بر در، گرم کار گوشه گیر از سرد و گرم روزگار

💡 جاهلان مغرور سعی خوش و لطفش کارساز ابر و خورشیدند گرم کار و دهقان بی‌خبر

💡 افسردگی‌کمینگر تعطیل وقت ماست تا دست گرم کار بود شل نمی‌شود

💡 وان شاهد صغیر به آهنگ بم و زبر با ذکر یا مجیر بود گرم کار خویش

💡 آیا زد رزی آن فرجی کی رسد که او گردد بآستین گرم کار سازمن

💡 مکن انکار من ای خواجه گرم کار افتاد زانک معذور بود هر که در این کار افتد