جیسا
لغت نامه دهخدا
جیسا. ( اِخ ) دهی از دهستان لنگای شهرستان شهسوار. دشت و معتدل و دارای 110 تن سکنه است. آب آن از رودخانه خرک آبرود و محصول آن برنج، لبنیات، عسل و شغل اهالی زراعت وگله داری است. راه مالرو دارد. اهالی در تابستان به ییلاق لنگا میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جمله سازی با جیسا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در ردهبندی مسابقه پس از جیسا کوتینهو از برزیل (با زمان ۵۳٫۶۶ ثانیه) و مارینا ماسلینکو از قزاقستان (با زمان ۵۳٫۶۶ ثانیه) قرار گرفت.
💡 چارز از جنوب به رشته کوههای البرز از شمال به شهر کلارآباد از شرق به روستا جیسا و از غرب به روستای اسپرود متصل است
💡 کلارآباد از محلههای خوشامیان و کلارآباد بالا و کلارآباد پایین و چارز و جیسا و اسپیرود و لاروسر و کیاده تشکیل شدهاست. این شهر توریستی است و دارای دو شهرک توریستیِ خوشامیان و امیردشت میباشد. جمعیت عمدهٔ کلارآباد در دو بخش کلارآباد بالا و خوشامیان متمرکز شدهاست. جمعیت این شهر در فصول مختلف سال، بهویژه تابستان، متغیر است و گردشگران بسیاری را در خود جای میدهد.