لقب ابنحاج در تاریخ و تمدن اسلامی به چندین تن از عالمان و ادیبان برجسته اطلاق شده است که هر یک در حوزههای علمی گوناگون تأثیرگذار بودهاند. در اندلس و مغرب اسلامی، شمار قابلتوجهی از این فرهیختگان میزیستهاند که از جملهی آنان میتوان به ابوالبرکات محمد بن محمد سلمی بلفیقی (محدث، فقیه مالکی، قاضی و مورخ)، ابواسحاق ابراهیم بن عبدالله نمیری (شاعر، محدث و کاتب) و ابوعبدالله محمد بن احمد تجیبی (قاضی، محدث و فقیه مالکی) اشاره نمود. همچنین ابوالعباس احمد بن محمد ازدی اشبیلی (ادیب و نحوی معاصر ابنعصفور)، ابوالفیض حمدون بن عبدالرحمان سلمی مرداسی (مفسر، ادیب و فقیه) و ابوعبدالله محمد بن ابراهیم جذامی غرناطی (فقیه، متکلم و نحوی معروف به قنیقل) از دیگر اندلسیانی هستند که این لقب را دارا بودهاند.
در شرق جهان اسلام، بهویژه در مصر، نیز شخصیتهای علمی بزرگی با این عنوان شناخته میشدهاند. از آن جمله ابوالحسن ضیاءالدین شیث بن ابراهیم قناوی (فقیه، نحوی و ادیب مصری) است که در سدههای ششم و هفتم هجری میزیسته و آثار ارزشمندی در علوم ادبی از خود به جای نهاده است. در همان دوره، در مغرب اسلامی نیز ابوالحسن محمد بن عبدالله تجیبی به عنوان یکی از ادیبان و نحویان صاحبنام، لقب ابنحاج را یدک میکشیده است.
این لقب مشترک، نشاندهندهی جایگاه اجتماعی و معنوی «حاج» یا «حاجی» به عنوان پدر یا نیای این عالمان است که خود حاکی از پایبندی خانوادگی به سنتهای دینی و سفر حج میباشد. گسترهی تخصصهای این افراد، از فقه و حدیث و تفسیر گرفته تا ادبیات، شعر، تاریخ و علوم قرآنی، گواه پویایی و تنوع علمی در جهان اسلام، به ویژه در اندلس و مغرب در سدههای میانی است. هر یک از این شخصیتها با تکیه بر دانش گستردهی خود، در شکلگیری و غنای میراث علمی و فرهنگی تمدن اسلامی نقش ایفا نمودهاند.