سرائر

لغت نامه دهخدا

سرائر. [ س َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ سریرة. پنهانیها و رازها. ( غیاث ) ( آنندراج ). ج ِ سریرة، راز. ( دهار ) ( منتهی الارب ). || در اصطلاح عرفاء سرائر، افنای سالک است در حق و در حال و وصول تام. و نیز گفته شده است از اسمای الهیه است که بَواطن اکوان است. ( از فرهنگ مصطلحات عرفاء سجادی ).
- سرائر الاَّثار؛ عبارت از اسماء الهیه اند که مظهربواطن اکوانند:
ظاهر اسما بود اکوان بنام
باطن اکوان بود اسما تمام.؟ ( از فرهنگ مصطلحات سجادی ).- سرائرالربوبیة؛ سرائر ربوبیت، عبارت از ظهور رب است بصور اعیان. ( فرهنگ اصطلاحات عرفاء سجادی ص 217 ).

فرهنگ فارسی

جمع سریره پنهانیها و رازها

جمله سازی با سرائر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 353- وسائل الشيعه، ج 11، ص 466. (بهنقل از: سرائر، ابن ادريس، و بحار الانوار، ج 50، ص 181).

💡 ز آثارت سرائر گر یقین است ترا در باطن اکوان دفین است

💡 لقب مزبور در كتاب انساب و مقاتل بسيار ديده شده است. بنگر به: عمدة المطالب ومزار سرائر ابن ادريس و تاريخ خميس و نور الاءبصار شبلنجى و كبريت احمر.

💡 و فعلى را غير آن كردن و امثال آن را تعليل نموده، و با قوانين عقلائيه اى كه در ظرفاجتماع و در سطح افكار عمومى جريان دارد توضيح مى دهد، هر چند كه بر حسب واقع وحقيقت نظامى دارد غير نظام عالم حس، و احكام اجتماعى و عقلائى محصور در چهار ديوارىزندگى دنيا است و به زودى براى انسان چيرهائى كه در امروز برايش مستور بود كشفمى شود و اين كشف در روز قيامت است كه همه سرائر و باطن ها ظاهر مى شود.

💡 علاّمه تهرانى نيز در اين باره مى نويسد: ((روزى يكى از اعاظم علما (حضرت آيت اللهحاج شيخ محمّد تقى فومنى رشتى دام ظلّه العالى ) در شهر مقدس مشهد به ديدن حقيرآمدند، و در ضمن سخن مطلبى ابراز نمودند كه جز اطّلاع بر سرائر و امور غيبيّه مثاليّهبراى آن محملى وجود نداشت.

💡 و نهايتى براى صفات كمالى و عظمت و كبريائى و علوّ او نيست و او حكيم على الاطلاق وعالم به جميع سرائر و نهان ها و ضمائر و قادر بر هر چيز وسيع و بصير و مُدرِك ولطيف و خبير است.