بی زاغ و زیغ

لغت نامه دهخدا

بی زاغ و زیغ. [ غ ُ / زاغ ْ غ ُ ] ( ترکیب عطفی،ص مرکب ) در تداول عامه، بی زاق و زوق. بی زاق و زیق. بی زاغ و زوغ. بی بچه و امثال آن. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به زاغ و زیغ، زاق و زیق، زاق و زوق شود.

فرهنگ فارسی

در تداول عامه بی زاق و زوق بی زاق و زیق ٠ بی زاغ و زوغ. بی بچه و امثال آن ٠

جمله سازی با بی زاغ و زیغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد یکی در شکرستان و یکی سوی خزان آن یکی زاغ و دگر طوطی شکرخا شد

💡 از گریه چسان سبز شود بخت که ظلمت از بال وپر زاغ و زغن شسته نگردد

💡 یارب چه ظلم بود که گلشن تهی نگشت از بانک زاغ و بزم تو از گفتگوی غیر

💡 سایه همچو همایم به سر افگن زان پیش که فراق تو کند طعمه زاغ و زغنم

💡 اگر نه جانش عزم خروج کرده چرا ز زاغ و کرکس جمع اند بر سرش لشکر

💡 به دامن تو چه طوطی شکرشکن بودم بریخت زاغ و زغن زهر تلخم اندر کام

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز