ستم بر

لغت نامه دهخدا

ستم بر. [ س ِ ت َ ب َ ] ( نف مرکب )ستمکش. قبول کننده ظلم. پذیرنده جور:
نباشد هیچ بیگانه ستمگر
نباشد هیچ آزاده ستم بر.( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

ستم کشیدن قبول کننده ظلم

جمله سازی با ستم بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می برم در بیضه فولاد بر جوهر حسد بس که پیکان ستم بر دل نفس را تنگ کرد

💡 در سال ۱۸۷۶ برایانت یکی از سازمان دهندگان انجمن پیشگیری از ستم بر کودکان بود.

💡 داد مظلومان بده تا چند ای بیدادگر رخش بیداد و ستم بر دادخواهان تاختن

💡 میکند چندانکه میخواهد ستم بر عاشقان وز شگرفی این گنه را مختصر گیرد همی

💡 و در پايان آيه، اضافه مى كند: (مايوس و نوميد از ثواب الهى كسانى هستند كه بارظلم و ستم بر دوش كشيدند) (و قد خاب من حمل ظلما).

💡 256- يعنى: بسيار باشد كه ناتوانى، قوى پنجه گردد، و خود به پيچاندندست ناتوان و ستم بر آنان، قيام كند.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز