جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمله (اعبدوا اللّه ما لكم من اله غيره ) دعوت به سوى پرستش خدا و ترك پرستش آلههغير خدا است، چون و ثنى ها غير خدا از ملائكه و جن و مقدسين را مى پرستيدند و براى آنهاادعاى الوهيت مى كردند، يعنى آنها را معبود مى دانستند نه خدا را.
💡 از اينجا معلوم مى شود اگر به مذهب و ثنى ها جايز باشد كه خدا عبادت شود ديگر غيرخدا را عبادت نخواهند كرد، براى اينكه و ثنى مذهبان تر ديدى ندارند در اينكه ربالارباب و پديد آورنده همه رب ها و همه عالم تنها خدا است و اگر عبادت خدا جايز باشدقهرا عبادت غير او جايز نخواهد بود. ليكن همانطور كه گفتيم بت پرستان عبادت خدا رادرست نمى دانند، دليلش هم بيان شد.
💡 كنت اسير مع ابى الحسن - عليه السلام - فى بعض اطراف المدينة اذ ثنى رجله عندابته فخر ساجدا فاطال ثم رفع راءسه و ركب دابته فقلت: جعلت فداك قد اطلتالسجود؟ فقال: انى ذكرت نعمة انعم الله بها على فاحببت ان اشكر ربى
💡 يثنون از ماده ثنى بر وزن سنگ در اصل به معنى نزديك ساختن قسمتهاى مختلف چيزى بهيكديگر است، مثلا در مورد تا كردن لباس و پارچه گفته مى شود: ثنى ثوبه و اينكهبه دو نفر اثنان گفته مى شود به خاطر آن است كه يكى را در كنار ديگر قرار مى دهيم،و اگـر بـه مـداحى كردن ثنا خوانى گفته مى شود به خاطر آن است كه صفات برجستهطرف را يكى پس از ديگرى مى شمرند.
💡 ثم لايزال يقول الله لملائكته - هكذا فىكل ركعة - حتى اذا قعد للتشهد الاول و التشهد الثانى،قال الله تعالى يا ملائكتى قد قضى خدمتى و عبادتى و قد ثنى على و يصلى على محمدنبى لاثنين عليه فى ملكوت السموات و الارض و لاصلين على روحه فى الارواح فاذاصلى على اميرالمؤ منين - عليه السلام - فى صلاته:قال الله له: يا عبدى !لاصلين عليك كما صليت عليه و لاجعلنه شفيعك كما استشفعت به؛
💡 181- نك: بحارالانوار، ج 19، ص 53؛ زندگانى چهارده معصوم عليهم السّلام(ترجمه إ علام الورى )، ص 88؛ اءلارشاد، ص 45؛ فى رحاب اءئمةاهل البيت عليهم السّلام، ج 1، ص 151 و سيرة الائمة الا ثنى عشر، ج 1، ص 177.