تدله

لغت نامه دهخدا

تدله. [ ت َ دَل ْ ل ُه ْ ] ( ع مص ) بیخود و دل ربوده و عقل رفته گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تدله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من ادام الاختلاف الى المسجد اصاب احدى ثمان: اية محكمة و اخا مستفادا و علما مستطرفاو رحمة و كلمة تدله على الهدى او ترده عن ردى و ترك الذنوب حياء او خشية

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز