نصرت دادن

لغت نامه دهخدا

نصرت دادن. [ ن ُ رَ دَ ] ( مص مرکب ) یاری دادن. یاوری کردن. تأیید کردن:
گوینده باید که راستگو باشد و نیز خود گواهی دهد که آن خبر درست است و نصرت دهد کلام خدا آن را. ( تاریخ بیهقی ص 680 ).
مستنصر ار خدای دهد نصرت
ز این پس بر اولیای شیاطینم.ناصرخسرو.انوشیروان اندیشه کرد و بگفت کی دین اهل یمن دین ما نیست تا نصرت ایشان دهیم. ( فارسنامه ابن البلخی ص 94 ).
آسمان بر حسب قدرت شاه را نصرت دهد
صورتی باید چنین تا نصرتی یابد چنان.امیرمعزی ( از آنندراج ).هفتم فلک ایوانت ایوان فلک قصرت
ای داده به تو نصرت معمار جهانداری.خاقانی.نصرت که دهد به بدسگالت
هرا که برافکند خران را.خاقانی. || پیروز کردن. غلبه دادن:
بی نیازا تو نصرتم دادی
بر کسی کو به تو نیاز نداشت.خاقانی.

جمله سازی با نصرت دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ايـن را بـدان جـهت گفتيم تا اشكالى كه شده دفع شود، چون بعضى توهم كرده اند كه:مقتضاى ظاهر اين است كه كلمه نصرت قبل از نجات دادن ذكر شود، چون نجات يافتن بنىاسـرائيـل نـتـيـجـه نـصـرت خـدا بـود، در حـالى كـه مـى بـيـنـيـماول فرمود: (ما آنها را از اندوه شديد نجات داديم ) بعد فرمود: (و يارى شان كرديمتا غلبه كردند).

💡 و ثانيا اين مفسرين نصرت را به معناى نصرتى تكوينى (ظفر دادن ) گرفته اند نهتشريعى (حق قانونى ) و در حقيقت آيه را به معناى خبر دادن از نصرت خدا مظلوم را برظالم گرفته اند و حال آنكه چه بسيار ظالم ها را مى بينيم كه بعد از انتقام مظلوم از او،دوباره ظلم خود را از

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز