سیاه خانه ٔ وحشت

لغت نامه دهخدا

سیاه خانه وحشت. [ ن َ / ن ِ ی ِ وَ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دنیا. روزگار:
در دم سپید مهره وحدت بگوش دل
خیز از سیاه خانه وحشت بپای جان.خاقانی.|| کنایه از لحد و گور و قبر. ( آنندراج )( برهان ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دنیا و روزگار کنایه از لحد و گور و قبر

جمله سازی با سیاه خانه ٔ وحشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لفظ بود جلوه گاه معنی روشن لیلی ما بی سیاه خانه نباشد

💡 صائب سیاه خانه صحرای محشرست از گریه هر دلی که سفیدش نمی کنند

💡 ز دود آه، لب تازه خط او صائب سیاه خانه نشین کرد آب حیوان را

💡 منطقه سیاه خانه کش این روستا به عنوان یکی از آثار ملی ثبت شده‌است.

💡 بیرون نرفت سرمه به شستن ز چشم یار دود از سیاه خانه لیلی کجا رود

💡 گردون به گرد دیده ما می کند طواف تا این سیاه خانه، شبستان ماه کیست؟